
عاشقی را قابلیت لازم است
در وجودت جلوه عشق خداست
کاینچنین تا عمق جانم رفته است
آری
شعله عشق بجز وجود معشوق را در نرباید
وجز میمنه وجودی اورا به آتش نکشد
عشق نه منی میگذارد نه تویی
نه شهد میشناسد نه شرار
عاشق هماره از سوز به فنا 
واز فناست که به بقا میرسد
عاشق 
نه قرار دارد نه فرار 
نه امان دارد نه ضمان
قرارش حلول معشوق
فرارش از خود
امانش در وصل
ضمانش در 
یک سلام وگوشه چشمیست از معشوق
سلام بر یگانه محبوب عالم عشق
خدای زیبای جهان

