تبليغاتX
رقص گلها


رقص گلها


متون رقص ودلدادگی #عشق وآواره گی وشهادت تنها ره سعادت

قسمت پنجم آشنایی بامرحومه عارفه خانم رخشنده شریف زاده

 

 

 

در بستر بیماری

تبارك ميخواند ومن غرق ديدار ان وجود نوراني بودم

از نظر ظاهر كسي را به شيك پوشي و زيبايي او نديدم

به قدري شيك وعالي لباس ميپوشيد كه

 كسي را همتاي او نديدم

 كم خوراكترين انساني بود كه ديدم

بعد از ارتحال ان عشق ان عارف واصل بود كه دلها در

وداع با ان عزيز خاكستر شد

دلهايي در حسرتي عجيب ودر ماتمي ابدي

در روز به خاكسپاريش خدا ميداند چه شد

كفن ايشان از كربلا توسط خانمي از دوستان اورده شد

       اين كفن  به غبار حرم حسين(ع) فبار حرم حضرت

 امام علي (ع)

وغبار حرم امام رضا0 (ع)  مزين بود

قبر ايشان خريداري نشده بود

فرزندان ايشان در قطعه پدر قطعه اي ميخواستند

 ولي ان قطعه قديمي دو رقمي طبق نظر مسئولين مبني

بر عدم وجود

قبري خالي حكايت ميكرد

اقايي امده بودند بالباسي سپيد

درشت اندام ونوراني

وبه مسئول گفته بود:

من در قطعه .......قبري ميخواهم

مسئول:نداريم اون قطعه قديميه همه طبقات پراست

اقا : نه جاي خالي در طبقه فلان رديف فلان شماره فلان دارين

بيا نشونت بدم

ومسئول باتعجب ديده بود بله يك جاي خالي هست

وقت شستن ان بانو همين اقا

به غسالها ميگويد

 به او فعلا دست نزنيد تا خودم بگويم اين جنازه

با همه فرق دارد

طبق گفته مسئول كه پرسيده بود شما كي هستي؟

پسرشون كه نيستيد.

ميگويد: من از طرف امام رضا(ع)امده ام

آری فقط حق جویان عالمند که نه منی دارند ونه تویی

وهمه وجودشان تسلیم محض ایزد است وبس

اللهم ارزقنا

 

نویسنده: پیروز ׀ تاریخ: شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ׀ موضوع: اشنایی باعارفه خانم رخشنده شریف زاده در 5 قسمت ׀

قسمت چهارم آشنایی بامرحومه عارفه خانم رخشنده شریف زاده

 

 

 

 

راستي او چه كسي بود؟

زيباتر از او در طول عمرم نديدم

نوراني تر از او نديدم

باصفاتر از او نديدم

گاهي اوقات كه براي ديدن دختر نازنينشان ميرفتم

ومنتظر ايشان در ان خانه نور مينشستم

بعد از چايي كه با دستان مباركش ميريخت

در گوشه ايي به خواندن دعا و قران مينشست

لحظه ايي غفلت؟نه نه هرگز

غذايش: به اندازه دو لقمه

 خواب:چند ساعت در طول روز

عبادت:تاصبح گريه ونماز وتوسل

تا اين كه ان وجود نوراني

كه مركز عشق ما بود

بيمارشد اي كاش مرده بودم

وان روزها را نميديدم

ولي چه ميتوان كرد........................

بياد دارم كه كار بدن ايشان به دياليز كشيد

وتنها روزي كه ايشان دياليز نشد روزعيد مبعث بود

كه بدن به حالت طبيعي برگشته بود

 

براستي            

 زكجاامده ام امدنم بهر چه بود 

به كجا ميروم اخر  ننمايي  وطنم؟

واو در يافته بود  

  مرغ باغ ملكوتم نيم ازعالم خاك

   چند روزي قفسي ساخته اندازبدنم

                 

وقتي ايشان در بيمارستان بستري بودند

خواب عجيبي از ايشان ديدم كه مو به مو از ان تعبير شد

درخواب ديدم ايشان در قالب نور نشسته اند

وبه من كه بسيار محزون از اين بيماريشان بودم

گفتند بايد بروم ومن در حاليكه از اين حرفشان ميگريستم

تمام وجودشان را از پايين تا فرق سر غرق بوسه كردم و.......

وقتي به ملاقات ايشان در خانه رفتم

مني كه به خودم اجازه نميدادم در چشمشان نگاه كنم

وهميشه دو زانو در محضرشان مينشستم

اينبارهمان اتفاق افتاد تمام وجود پاكش را غرق بوسه كردم

وايشان در حاليكه گريه ميكرد از اين كه من ايشان را

ميبوسم به من گفتند من كه كسي نيستم!!

 

وهمان جمله در خواب را تكرار كردند كه بايد بروم

اري فقط خدا جويان عالمند كه نه من دارند نه ما

انانند كه عاشقانه  با معشوق ازلي عشقبازي مي كنند

ودر سلام خويش به دلدار باقي خود

 به معرفتي عميق نايل شده اند

 

نویسنده: پیروز ׀ تاریخ: شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ׀ موضوع: اشنایی باعارفه خانم رخشنده شریف زاده در 5 قسمت ׀

كد بارش قلب


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس